یکی از بهترین سورپرایزهای فصل بهار امسال، انیمه اقتباسی کمتر شناخته شده‌ای به نام Paripi Koumei (یا Ya Boy, Kongming) بود که حسابی در ژانر موسیقی سر و صدا به پا کرد. این که چطور همچین اثر عجیب و غریبی که خواندن خلاصه اش فقط برای شما علامت سوال ایجاد می‌کند توانسته به همچین انیمه موفقی تبدیل شود سوالی است که احتمالاً برای مخاطبان آن فصل پیش آمده. با گیمین‎گرویتی همراه باشید تا با معرفی و نقد و بررسی این اثر به این سوالات جواب دهیم.

داستان انیمه Paripi Koumei با مرگ استراتژیست و فرمانده معروف تاریخ چین، Zhuge Liang (یا اسم معروف ترش در غرب، Kongming) آغاز شده و وارد هزارتوی عجیب و غریبی از موسیقی و پاپ کالچر و اتفاقات پیرامونش می‌شود. قصه از این قرار است که بعد از مرگ، کونگ مینگ به جای رفتن به دنیای پس از مرگ در کالبد خودش دوباره زنده شده اما این بار در توکیوی ژاپن و آن هم در قرن جدید و زمان حال حاضر. بیشترین چیزی که نظر کونگ مینگ را در این دوران صلح به خود جلب کرده، موسیقی معاصر بوده و بلافاصله جذب صدای خواننده کوچک و مستقلی به نام Eiko (ایکو) می‌شود. کونگ مینگ تصمیم می‌گیرد در غیاب همراهان کهن خود، این بار ایکو را به بلندترین قله‌های موفقیت برساند اما این بار محل نبرد و پیاده سازی استراتژی‌های او نه یک میدان نبرد نظامی بلکه میدان بی‌رحم صنعت موسیقی است.

به لحاظ میزان عجیب و غریب بودن داستان و المان‌های غیر واقعی و ترکیب آن با ژانر موسیقی، Paripi Koumei تا حد زیادی برای ما یادآور عنوان Zombieland Saga است و این موضوع اتفاقی نیست که بسیاری از عوامل پشت این دو انیمه در عمل یکسان اند. از دوبلور شخصیت اصلی Eiko گرفته که با دوبلور شخصیت اصلی Zombieland Saga یکی است تا استدیوی Avex که کار تهیه کنندگی موسیقی هر دو انیمه را بر عهده دارد. شاید به لحاظ کمدی، Paripi Koumei به Zombieland Saga نزدیک نشود ولی از نظر داستانی، موسیقی و جذابیت بصری به نظرم تا حد زیادی در سطح کیفی مشابهی قرار دارند و اگر از آن اثر خوشتان آمده به طور قطع از این یکی نیز لذت خواهید برد.

 

راز موفقیت Paripi Koumei در دو چیز خلاصه می‌شود. ظرافت نویسندگی داستان مخصوصاً در هر چیزی که به خود کونگ مینگ مربوط می‌شود و درنهایت موسیقی کوبنده انیمه. لازم به گفتن نیست ولی اوپنینگ و اندینگ این انیمه یکی از دوست داشتنی ترین اوپنینگ و اندینگ های کل سال است و ما هنوز نصف آن را طی نکرده ایم. آهنگ‌های لیریک دار خود انیمه که طی قسمت‌های پخش می‌شوند هم عالی هستند. نمی‌توان آن‌ها را فوق العاده خطاب کرد و بعضی جاها اندکی کمبود دیده می‌شود ولی تنوع و استایل آهنگ‌ها واقعاً عالی است. مخصوصاً این که در میان کاری که به وضوح در مورد موسیقی پاپ است ما یکی از بهترین رپ بتل های چند سال اخیر در انیمه را شاهد هستیم.

نویسندگی داستان با وجود در آغوش گرفتن عجیب و غریب بودن خودش، خیلی محتاطانه با شخصیت تاریخی‌ای مثل کونگ مینگ برخورد می‌کند و این به نظرم بزرگ‌ترین چالشی است که نویسندگان این اثر چه در مانگا و چه حال در اقتباس انیمه‌ای اش با آن درگیر بوده اند. کونگ مینگ به جرئت یکی از مشهورترین افراد تاریخ کهن چین است و استفاده ابزاری و مسخره کردن او در یک انیمه در مورد صنعت موسیقی ژاپن مسلماً می‌تواند موجب خشم بسیاری شود. هرچند نهایتاً Paripi Koumei مورد هجمه حواشی قرار گرفت، ولی به نظرم ضمن حفظ کردن جنبه لذت بخش بودن داستان و دوست داشتنی کردن کونگ مینگ، ابهت او به عنوان یک استراتژیست مکار و حیله گر کماکان حفظ شده و او واقعاً توانسته به راحتی علی رغم غیر ممکن بودن همچین ایده ای، حسابی در این ستینگ جا بی‌افتد و مخاطب را با خود همراه کند.

متاسفانه در طرف دیگر ماجرا و برای داستان دختر تازه در ابتدای راه قصه ما، ایکو، انیمه چندان ایده جدیدی ندارد و همه چیز خیلی کلیشه‌ای پیش می‌رود. البته باید گفت کلیشه‌ها عموماً بد نیستند و خیلی از لحظاتی که ایکو در آن ظاهر می‌شود واقعاً لحظات خوبی هستند و کاراکتر او نیز شیرین و دوست داشتنی است. با این وجود خیلی از نقاط مهم داستانی مربوط به او را راحت می‌توان از روی کلیشه‌های رایج پیش بینی کرد و این باعث شده انیمه به آن میزان که باید و شاید خاص نباشد. البته جدا از ایکو شخصیت‌های فرعی دیگری نیز نظیر رپر زیرزمینی خسته و خجالتی داستان، Kabetaichin (کابه‌تایچین) و مدیر گروه عاشق تاریخ چین هم هستند که دورتر از کلیشه‌های رایج ژانر قرار داشته و بخش جذابی از انیمه را تشکیل می‌دهند.

در زمینه جذابیت‌های بصری، آرت و انیمیشن، Paripi Koumei هر چند حرف جدیدی در این ژانر برای گفتن ندارد ولی همزمان هیچ کم و کسری‌ای نداشته و کاملاً در حد استانداردهای حال حاضر مخاطبین انیمه ظاهر شده. بخشی که به طور استثنا انیمه در آن با دقت و ظرافت خاصی رفتار می‌کند، شدت و انتقال حس جمعیت حین کنسرت هاست. از آن جا که بخش واضحی از تمرکز داستان انیمه روی ارزش اهمیت این بخش از صنعت موسیقی برای خواننده‌های تازه کار است، انیمه به خوبی از ابتدا تا نبرد نهایی سعی کرده جزئیات موجود به این بخش را چه در بخش نویسندگی و چه در بخش صوتی بصری در نظر داشته و آن را فراتر از یک المان سیاهی لشگر جلوه دهد که برای یک انیمه در این سبک بسیار المان مهمی به شمار می‌آید و حیف است کمتر انیمه موسیقی در این سبک تا این حد به این موضوع دقت نکرده است.

به صورت کلی اگر در این ساب ژانر عجیب و غریب از انیمه‌های متمرکز روی موسیقی، Zombieland Saga یک عنوان استثنایی باشد. Paripi Koumei یکی دو سطح پایین‌تر بوده و به نوعی انیمه خیلی خوبی به شمار می‌رود. اثری که حسابی قرار است در آن با کونگ مینگ و استراتژی‌های زیرکانه اش برای به کار گرفتن صنعت موسیقی در خدمت خودش حال کرده و لذت ببرید.