این بررسی بر اساس نسخه ارسالی سازندگان برای سایت گیمین‌گرویتی نوشته شده است.

 

در دنیای پر زرق و برق این روزهای صنعت بازی‌های ویدیویی که قدرت سخت‌افزاری و نمایش‌های گرافیکی از اهمیتی بسیار زیادی برخوردار شده است، معدود شرکت‌هایی هم وجود دارند که بدون توجه زیاد به این نکات به دنبال ارائه‌ی گیم‌پلی جذاب و خلاقانه هستند و به دور از سر و صداهای رایج، خود را به عنوان یک سازنده متفکر و خلاق معرفی می‌کنند. شرکت فنلاندی Housemarque یکی از همان  شرکت‌هایی است که با شروع نسل جدید و با استفاده از ویژگی‌های جذاب کنسول نسل نهم سونی یعنی PlayStation 5  تصمیم به خلق یک اثر جدید متفکرانه و جذاب با نام Returnal (ریترنال) کرده است. با گیمین‌گرویتی همراه باشید.

ریترنال عنوانی در سبک تیراندازی سوم شخص و روگ‌لایک است که از همان ابتدای با فضاسازی به شدت مرموز و تاثیرگذار خود که برگرفته از دنیایی بیگانه و مخوف است مخاطب را به سمت پیچیدگی‌های شیرین خود کاملا جذب می‌کند؛ دنیایی پر از رمز و راز که با طراحی هنری بی‌نظیر و البته به لطف فضای تیره و تاریک با سخت‌گیری‌های همیشگی این ژانر شما را محکوم به بارها و بارها مردن و زنده شدن می‌کند، و پس از هر بار مردن تمام زحمات قبلی را از شما می‌گیرد تا همان ابتدای امر شامل پیامد مهمی برای عموم گیمرها باشد! این بازی برای همه ساخته نشده و شاید خیلی‌ها تیتراژ پایانی آن را نبینند. البته که این سخت‌گیری جزئی از اصول ژانر روگ‌لایک محسوب می‌شود، اما در Returnal در برخی موارد بسیار بیشتر و بیشتر می‌شود. به‌خصوص در مورد چک‌پوینت‌ها که بازی تقریبا در این زمینه رحمی ندارد و تا «بایوم» چهارم خبری از چک پوینت نخواهد بود. نکته شگفت انگیز این است که کل بازی شامل ۶ بایوم می شود! و این یعنی ۸۰ درصد پیشروی بدون استفاده از چک پوینت که حتی نسبت به هم سبک های خود در این ژانر نیز سخت‌گیرانه تر به نظر می‌رسد.

دنیای پر رمز و راز ریترنال پس از هر بار مردن یک نکته بسیار خوب به بازیکن اضافه می‌کند و آن هم تجربه به دست آمده از محیط و خطرهای احتمالی آن است. شاید با هر بار مردن اسلحه‌های جمع آوری شده و امتیازات خود را از دست بدهید، اما برای بار بعدی به مراتب آماده‌تر و پرتجربه تر از گذشته عمل خواهید کرد. این سیستم آزمون و خطا تا زمانی که راهکار درست مبارزه با دشمنان و انتخاب روش درست را پیدا نکنید ادامه خواهد داشت. البته نکته‌ای که در این زمینه وجود دارد در مورد تغییرات تصادفی درب‌ها و راهروها پس از هر بار مردن شما خواهد بود. که خود همین نکته هم جزء چالش‌های شما برای یادگیری مجدد است. اما گستردگی تغییرات به قدری نیست که پس از چندین آزمون و خطا به تمامی حالات آن تسلط پیدا نکنید. اما باید به یاد داشته باشید در این زمینه باید یک گیمر کاملا با حوصله و با پشتکار باشید.

دشمنان بازی عمدتا موجودات فضایی هستند که شکل و شمایلی ما بین حیوان و انسان  دارند! برخی از آن ها سریع تر و با حملات سبک‌تر و برخی کندتر و حملات سنگین‌تر! در طول پیشروی در بایوم‌ها جدای از هر باس ‌فایت نهایی با نوعی مینی‌باس های بسیار چالش برانگیزی هم روبرو خواهید شد که پس از کشتن آن‌ها آیتم‌های ارزشمندی کسب خواهید کرد.

تا اینجا از سختی‌ها و چالش‌های بازی گفتیم کمی هم به جذابیت های گیم‌پلی اعتیادآور و جذاب ریترنال بپردازیم. به لطف طراحی سیستم تیراندازی سریع و بی‌نقص که با کنترل روان و جذاب شخصیت ترکیب شده است، شرکت فنلاندی موفق به خلق فرمولی ناب شده  که از ساعت‌ها بازی کردن آن سیر نخواهید شد. به طور کلی می‌توانید با توجه به سلیقه و سبک بازی خود در طول پیشروی در بایوم‌ها از انواع مختلف سلاح سبک تا سنگین را انتخاب کرده و البته که تکنولوژی بی‌نظیر تریگرهای DualSense هم برای تجربه‌ای هر چه ناب‌تر به کمک شما می‌آیند. ضمن این‌که سیستم تعویض خشاب اسلحه هم از همان مینی گیم معروف خلق شده اپیک‌گیمز در سری گیرز استفاده می کند.  پس از مدتی پیشروی در بایوم اول بازی یک سلاح دائمی بسیار جذاب هم به دست خواهید آورد که شامل یک کاتانای تیز و سریع برای مبارزات تن به تن است. سیستم مبارزات بازی بر پایه سرعت بالا، جا خالی دادن‌های پیایی و تیراندازی کم نقص طراحی شده است که این تجربه به قدری جذاب و اعتیادآور است که تحمل سختی‌ها و چالش‌های بازی را برای شما کاملا آسان می‌کند.

در بخش گرافیک اما نمی‌توان توقعات خیلی بالایی داشت. هر چند بازی در زمینه گرافیک هنری و طراحی محیطی بیگانه و مرموز که به شدت با تم‌های ترسناک همخوانی دارد کاملا موفق عمل کرده، اما از نظر جلوه‌های بصری فنی با عنوانی معمولی طرفی هستیم که مشخصا هدف سازنده‌ها نیز از ابتدا ساخت یک شوکیس گرافیکی نبوده است. بازی با نرخ ۶۰ فریم در هر ثانیه و در رزولوشن ۴K که البته به صورت آپ‌اسکیل است اجرا می‌شود. این ویژگی برای عنوانی مثل ریترنال کاملا کافی به نظر می‌رسد اما گرافیک، قطعا جزء بخش‌های خاص و مهم این بازی نخواهد بود. نکته‌ای که در بخش صدا گذاری کاملا  برعکس عمل می‌کند و یکی از نقاط قوت بازی به‌خصوص با استفاده از هدست‌های مخصوص سونی و دریافت صدای ۳ بعدی است. انتقال حس ترسناک و مرموز گشت و گذار در محیط، بدون شک یکی از نکات بسیار چالش بر انگیز و جذاب ریترنال است که شما را ساعت‌ها در محیط مرموز و البته ترسناک آن غرق می‌کند.

عنصر مرموز و پر پیچ خم ریترنال در بخش داستانی آن هم به وضوح دیده می‌شود . بازیکن در نقش فضانوردی به نام Selene (سلن) توسط یک سفینه فضایی به دلایلی نامشخص به سمت سیاره‌ای ممنوعه در حال حرکت است. سفینه با نزدیک شدن به سیاره دچار سانحه شده و سقوط می‌کند. سلن به هوش آمده و خود را در فضایی پر رمز و راز در کنار سفینه‌ای که به شدت آسیب دیده می‌بیند و از اینجاست که سفر شما شروع می شود‌. با پیشروی هر چه بیشتر در بایوم‌های بازی، جزئیات داستانی آن همانند پاداشی بزرگ پس از سختی‌هایی که کشیده‌اید به شما نمایش داده می‌شود. این جذابیت در روایت به قدری خوب کار شده که خود عاملی برای ایجاد انگیزه بیشتر در بازیکن و گذر از چالش های بازی یکی پس از دیگری باشد.