برای دانستن این موضوع که نخستین بازی‌ها با تم LEGO چه ویژگی و مشخصاتی داشتند بایستی حسابی_ و تا اواسط دهه‌ی 90 میلادی_ به عقب برگردیم؛ Lego Fun to Build، Lego Island و لگو لوکو از نخستین و پایه‌گذاران این سری از بازی‌ها هستند. با پیشرفت تکنولوژی و به طور کلی بازی‌ها اما، سری محبوب LEGO نیز دچار تحولاتی شدند و اکنون در LEGO Star Wars: The Skywalker Saga می‌توان ادعا کرد که شاهد کامل‌ترین، بزرگترین و زیباترین عنوان این خانواده بزرگ هستیم. مجموعه‌ای که رفته رفته دست روی عناوین مین‌استریم و محبوب سینمایی گذاشته و حسابی جای پای خود را در سبد خرید بازی‌ها برای گروه سنی پایین‌تر محکم کرده است. با گیمین‌گرویتی همراه باشید. 

خوشگذرانی لگویی!

به صورت کلی مجموعه بازی‌های LEGO به خاطر جوهره‌ی یکسانی که دارند (آجرهای لگو)  از لحاظ سبک و سیاق، تا حد زیادی شبیه به هم هستند؛ اکشن‌ و نبردهای نزدیک و دور ساده و روان همراه با پازل‌های بسیار دم دستی اما فراوان که در همان نگاه اول و به صورت خود به خود حل می‌شوند و البته ساخت و ساز با آجرهای لگویی که این مورد آخر در عناوین مختلف لگو مانند لگو هری پاتر، لگو ایندیانا جونز  و بقیه کمی متفاوت هستند، وجه تشابه اکثر عناوین لگویی به شمار می‌روند. بازار هدف بازی‌های LEGO شاید به دلیل ظاهر ساده و کودکانه‌شان مخصوص کودکان درنظر گرفته شده باشد، اما به عنوان کسی که در دهه چهارم زندگی‌اش به سر می‌برد نیز، اعتراف می‌کنم (!) که از بازی کردن سری LEGO هنوز هم که هنوز است، لذت ‌می‌برم. حس سرخوشی و آرامش موجود در بازی‌های لگو را در کمتر عنوانی می‌توان تجربه کرد و همان طور که در ابتدا اشاره کردم در حین تجربه‌ی عناوین لگو واقعا خوش می‌گذرد و این حس فارغ از سن و سال و جنسیت است. به نوعی برای من بازی کردن لگو، Guilty Pleasure محسوب می شود! 

نهیتا اما، چیزی که در این بین اهمیت دارد، کیفیت این متریال است که در ادامه بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد. 

جورچین چکیده‌ها

پس از ورود به منوی انتخاب مراحل بازی متوجه خواهید شد که به لحاظ داستانی با چه چیزی قرار است مواجه شوید. Episode IV: A New Hope اولین مرحله بازی است که پس از ورود به آن و انجام یک سری مراحل آموزشی در بطن گیم‌پلی با ماجرای بازی آشنا می‌شوید. به طور کلی می توان گفت که بازی از هر کدام از فیلم‌های جنگ ستارگان یک چکیده و لحظات مهم و کلیدی را انتخاب کرده و شما را به دل آن ماجرا می‌فرستد؛ انگار که به جای تجربه کل فیلم، قرص آن را خورده باشید!

 بازی پر است از سکانس‌های آشنا و نوستالژیک، به خصوص اگر از طرفداران مجموعه فیلم‌های Star Wars باشید پتانسیل این که قند در دلتان آب کند را نیز به شدت دارد. طنز رایج و آشنای LEGO که امضای این مجموعه شده در لگو استاروارز نیز وجود دارد که ترکیب آن با شوخی‌های جدید بسیار شیرین و لذت‌بخش از آب در آمده است.

به لحاظ پیسینگ (سرعت روایت)، لگو استاروارز: ماجرای اسکایواکر فوق‌العاده عمل می‌کند و دائم در حال بالا و پایین شدن ریتم اتفاقات است. برای مثال، اینگونه نیست که دائم اتفاقات خنده‌دار را تجربه کنید یا دائم سکانسهای تراژیک به صورت قطاری برایتان به نمایش گذاشته شود. این موضوع را هم در قالب قصه، و هم در قالب گیم‌پلی شاهد هستیم که مجموعه‌ی این دو باعث شده به هیچ عنوان در بازی احساس خستگی نکنید.

کارگردانی بسیار مناسب و انتخاب درست توالی این انتخاب‌ها، جای بسی تحسین دارد. یک تم کارتونی و کودکانه نیز در نحوه‌ی کات خوردن کات‌سین‌ها نیز به چشم می‌خورد که نتیجه کار را دوست‌داشتنی کرده است.

در کل همان طور که اشاره شد یک داستان واحد و یکتا را در بازی شاهد نیستیم و در عوض با مجموعه‌ای از اتفاق‌های ریز و درشت که هر کدام ما را به یاد سکانس‌های معروف فیلمهای استارواز می‌اندازند، تجربه خواهیم کرد. چیزی که به متنوع‌تر شدن گیم‌پلی بازی منجر شده و امکان فضاسازی‌های بیشتر را به سازندگان داده است. 

لذت، برای همه

عناوین ترکیبی و Open-World که گستره‌ی المان های گیم‌پلی در آن‌ها بالا است یک چالش بسیار بزرگ پیش روی خود دارند، و آن هم ارائه‌ی کیفیت مناسب در هر بخش است. اگر Red Dead Redemption 2 بازی می‌کنید، کنترل اسب‌سواری و گانینگ و لذت تیر‌اندازی «باید» بالا باشد. یا در بازی GTA نیز قصه، متفاوت نیست. این موضوع در لگو استاروارز: ماجرای اسکایواکر به یک وسواس تبدیل شده که به راحتی می‌توان آن را مشاهده کرد.

کنترل بازی به طرز شگفت‌انگیزی روان و خوب پیاده سازی شده است. تیراندازی، راندن وسایل نقلیه متنوع و مختلف، چرخاندن دوربین، و چپیدمان کلیدهای کنترلر همگی با دقت بسیار بالایی طراحی شده است و کاملا حس بازی کردنِ یک عنوانِ سطحِ بالا و نه صرفا «یک بازی لگویی دیگر» _و نه برای رفع تکلیف_ به پلیر منتقل می‌شود. TT Games سازنده‌ی بازی دقت بسیار بالایی در طراحی سایر بخش‌های دیگر گیم‌پلی نیز به خرج داده است. به جرأت می‌توان گفت پیشتر، و هرگز هیچ عنوانی از مجموعه بازی‌های LEGO انقدر خوش ساخت طراحی نشده بود و از این رو، پلیرهای جدّی‌تر که با سختگیری بیشتری بازی‌ها را انتخاب می‌کنند نیز می‌توانند از جمله مخاطبان این بازی باشند.

خلق دنیاهای بزرگ و خوش رنگ و لعاب با آزادی عمل بسیار بالا این امکان را می دهد که ساعت‌ها در بازی به صورت آزادانه به گشت و گذار بپردازید و از انجام مامویت های جانبی، پیدا کردن Collectible ها و انجام چالش‌های پرشمار، لذت ببرید. 

همان گونه که قبل‌تر اشاره کردم، بازی به طور کلی یک عنوان اکشن ماجراجویی و پلتفرمر است که پس از انجام ماموریت‌های اصلی و روند داستانی هر بحش می‌توانید در آن نقشه، به ماجراجوییتان ادامه دهید.

پازل‌ها در لگو استاروارز: ماجرای اسکایواکر بسیار سرراست و دم‌ دستی، اما خوش‌ساخت هستند و تعدادشان نیز بسیار زیاد است. این پازل‌ها به طور کلی به دو دسته‌ی محیطی و رباتی تقسیم می‌شوند که برخلاف پازل‌های رباتی که معمولا ثابت و یک‌ نواخت هستند، در پازل‌های محیطی با چاشنی پلتفرمر نیز همراه بوده، که تنوع خوبی به آن بخشیده است. در کل اگر 10 یا 11 سال به بالا سن داشته باشید، بسیار بعید است در حل پازل خاصی دچار مشکل شوید! از طرفی اگر به دنبال یک بازی پلتفرمر پیچیده و سخت هستید The Skywalker Saga اصلا مناسب شما نیست. 

در The Skywalker Saga اعداد، بسیار بزرگ هستند. تعداد سیاره‌های قابل دسترسی برای گشت و گذار، تعداد شخصیت‌های قابل بازی که تنوع فوق‌العاده بالایی دارند و می‌توان گفت تقریبا تمامی شخصیت‌های اصلی و فرعی سری استاروارز را شامل می شوند. ماموریت‌های جانبی بازی نیز شاید یک شکل و عموما شبیه به هم باشند اما تعداشان بسیار زیاد است که تا ساعت‌ها می‌تواند پلیر را مشغول به بازی کردن این عنوان نگه دارد. 

همچنین از جمع آوری سکه هایی که با خراب کردن خرت و پرت‌های محیط بازی جمع آوری می‌کنید (که کاری بسیار اعتیادآور و باحال است!) می‌توانید قابلیت‌های شخصیت‌هایِ کلاس‌هایِ گوناگون بازی را ارتقا دهید. مجموعا The Skywalker Saga عنوانی غنی و پرپیمون در محتوا به شمار می‌رود. به تمامی محتویات بالا امکان بازی به صورت Co-op را نیز اضافه کنید تا بیشتر به ارزش کار TT Games پی ببرید.

لگو با جنس مرغوب 

 لگو استاروارز: ماجرای اسکایواکر عنوانی واقعا زیبا و تماشایی به شمار می‌رود. دنیای بازی‌های لگویی را هرگز با این کیفیت تجربه نکرده بودیم و کاملا مشخص است که در مبحث تکنیکی و به لحاظ بودجه‌بندی با عنوانی متفقاوت از پیش این بار، سر و کار داریم. بازی مخصوصا در کنسول‌های نسل نهمی (XBOX Series X) به شدت زیبا و چشم‌نواز است و تنوع محیط فوق العاده بالا و افکتهای زیبای بازی، قطعا توجه و نگاه شما را خواهد ربود. مدلسازی در این بازی خیلی خوب کار شده و چه در زمینه محیط و چه شخصیت هایی لگویی، کاری در خور را مشاهده می‌کنیم. افکت‌ها، نورپردازی و سایه‌ها نیز با دقت کار شده‌اند و در این زمینه یک جهش بزرگ را در سطح عناوین لگویی شاهد هستیم. 

نرخ فریم روان بازی نیز به تجربه‌ی لذت‌بخش بازی کمک می‌کند و خوشبختانه سرعت منوها و صفحات بارگذاری بازی بسیار عالی است و حس بازی کردن یک عنوان لگویی نسل نهمی را به راحتی منتقل می‌کند. طراحی شخصیت‌های بازی بسیار بامزه است و علی‌رغم ظاهر LEGO ییشان کاملا حس و حالشان را از روی حالت چهره خواهید فهمید. اگر عناوین لگویی قدیمی تر را به خاطر بیاورید از این حجم تغییرات و پیشرفت قطعا شگفت زده خواهید شد و اعتبار بالایی را به اسم سازنده خواهید زد.

موسیقی بازی نیز ترکیبی از قطعات آشنا و ریمیکس شده سری استاروارز و ترک‌های جدید است و در این زمینه نیز کم و کاستی احساس نمی‌شود. اما در مبحث دوبله و صداگذاری با اثری متوسط و معمولی سر و کار داریم که صرفا برای یک بازی با تم LEGO قابل قبول و مناسب است. تجربه‌ی لگو استاروارز: ماجرای اسکایواکر برای علاقمندان به بازی‌های لگو حکم نان شب را دارد و اگر به دنیال یک عنوان بسیار ساده از منظر گیمپلی هستید، که تنها ساعاتتان را بگذرانید و ریلکس کنید، قطعا از انتخاب آن پشیمان نمی‌شوید.