تناسخ یک بیکار (Mushoku Tensei) یک لایت‌ناول ژاپنی نوشته ریفیوجین نا ماگونوته است، این سری در اصل یک وب‌ناول بود که از سال 2012 در سایت Shōsetsuka Ni Narō انتشار می‌یافت و حدود یک سال بعد از انتشار کمپانی Media Factory اقدام به چاپ نسخه کاغذی آن کرد. داستان این سری درباره مردی بیکار و ناامید است که به دنیایی جدید تناسخ پیدا می‌کند در حالی که خاطرات گذشته خود را به همراه دارد. او می‌کوشد زندگی فلاکت‌بار گذشته خود را پشت سر بگذارد و در این زندگی جدید دیگر هیچ پشیمانی‌ای نداشته باشد. از سری موشوکو تنسی تا به حال برای یک مانگا، دو مانگای فرعی و یک بازی موبایل اقتباس شده است. فانتزی، هارم و ایسکای از ژانرهای اصلی این سری است. در ادامه با گیمین‌گرویتی همراه باشید.

 

برای مطالعه معرفی انیمه Moriarty the Patriot می‌توانید با کلیک بر روی اسم انیمه وارد مطلب بشوید

پخش انیمه سریالی موشوکو تنسی در زمستان 2021 شروع شد و فصل اول آن با 12 قسمت به پایان رسید. استودیو بلیند ساخت این سری را تحت نظارت کمپانی نام آشنای صنعت انیمه یعنی TOHO animation برعهده دارد. انیمه موشوکو تنسی دومین تجربه کارگردانی اوکاماتو مانابو بعد از کارگردانی انیمه‌ی (Gamers!) بود و آن‌طور که پیداست موشوکو تنسی می‌تواند موفق‌ترین اثر در کارنامه‌ی کاری او باشد. همچنین وی در انیمه‌های شناخته شده‌ای مانند ReZero و Darling in The Franxx نیز مسئولیت کارگردانی و فیلمنامه‌نویسی چند اپیزود را برعهده داشته است. در کارنامه‌ی شلوغ کارگردان هنری انیمه یعنی میاکه ماساکازو، با اینکه اثر چندان برجسته‌ای به چشم نمی‌خورد، اما آن‌طور که از کارنامه‌ی او پیداست، اکثریت آثاری که به دست او طراحی می‌شوند، از کیفیت خوب و سطح مهارت قابل‌ قبولی برخوردار هستند. همان‌گونه که در انیمه‌ی موشوکو تنسی این مهارت و حرفه‌ای‌گری در تولید و طراحی را به خوبی به نمایش گذاشت.

اما ژانر اصلی این انیمه، یعنی ژانر ایسکای چیست؟


ایسکای لغتی ژاپنی به معنای جهانی دیگر است. و در اصطلاح به ژانری از مانگا، انیمه، لایت‌ناول ها و ویژوال‌ناول‌ها اطلاق می‌شود که در آن شخصیت اول داستان در طی یک حادثه یا یک رویداد به جهانی دیگر انتقال پیدا می‌کند و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. این جهان جدید می‌تواند یک دنیای فانتزی باشد، یا یک دنیای دیجیتالی و یا یک جهان موازی، و حتی همین دنیای خودمان! تنوع در انیمه‌های این سبک بسیار زیاد است، حتی بخش بزرگی از آنها دقیقا دارای المان‌های بازی‌های نقش آفرینی ژاپنی و فانتزی هستند. انیمه‌های ایسکای در میان انیمه‌بازان واقعا محبوب هستند و آثار معروف و شناخته شده‌ای مانند ReZero , Sao و   Shield Hero هم جزو ایسکای‌ها محسوب می‌شوند.
با اینکه ایسکای‌ها از محبوبیت زیادی برخوردار هستند، اما باید گفت که در سال‌های اخیر انیمه‌های این سبک به شدت کلیشه‌ای و تکراری شده‌اند. در حقیقت بخش اعظمی از آثار این ژانر از پیوستگی و پختگی در روایت برخوردار نیستند. به سرعت شروع می‌کنند و به همان سرعت رشته کار را گم می‌کنند. با عجله به رویدادهای اصلی داستان می‌رسند و به سرعت از بخش‌های دیگر داستان می‌گذرند ، به همین خاطر در زمان‌هایی که باید اوج بگیرند از نفس می‌افتند و بخش‌هایی که خالی و اضافه مانده را نیز با حقه جادویی (فن سرویس) پر می‌کنند. هرچند که حتی همین کار را هم  بعضا خوب انجام نمی‌دهند. همچنین در ژانری مثل ایسکای که به یک دنیای کامل جدید و متفاوت می‌پردازد، جهان‌آفرینی خوب و کامل چالشی مهم و یک ضرورت حیاتی است، و شوربختانه باید گفت که حداقل 90 درصد انیمه‌هایی که در این ژانر ساخته می‌شوند، از این آزمون سربلند بیرون نخواهند آمد. همه این‌ها گفته شد  تا با پتانسیل‌ها و دشواری‌های ساخت یک اثر خوب در این ژانر آشنا شوید و متعاقبا به ارزش کار موشوکو تنسی پی ببرید.

یک افتتاحیه‌ی خوب


انیمه Mushoku Tensei شروع جذابی دارد، و از همان ابتدا نشان می‌دهد که با آثار مشابه خود تفاوت‌های بسیاری دارد. انیمه اصلا عجله‌ای برای روایت کردن ندارد. به آرامی و صبوری روند رشد و تغییر کاراکتر اصلی داستان را به ما نشان می‌دهد، اما این صبر و متانت حتی ذره‌ای از جذابیت‌های انیمه نمی‌کاهد. با آرامش و پیوستگی تحسین‌برانگیزی وقایع را پشت سر هم می‌چیند و روایت می‌کند. در کنار طنز استادانه‌ای که نه بی هدف بلکه در جای مناسب خودش را رو می‌کند و به شیرینی بر جان بیننده می‌نشیند.
داستان کاراکتر اصلی همان پس زمینه‌ی آشنا و تکراری ژانر ایسکای است. یک انسان منزوی یا به اصطلاح NEET که به دلایلی خاص از مراوده با دیگر اعضای اجتماع آزرده شده و اعتماد به نفس خود را از دست داده یا در کل علاقه‌ای به ارتباط برقرار کردن با دیگران را ندارد. کاراکترهایی که معمولا خوره‌های انیمه، مانگا و ویژوال ناول‌ها (Otaku) هستند و اکثر اوقات خود را در تنهایی با چنین چیزهایی پر می‌کنند و همچنین از لحاظ مالی معمولا از جانب خانواده تامین می‌شوند. رودیوس گری‌رت داستان موشوکو تنسی نیز در زندگی پیشین خود ماجراهای مشابهی را از سر گذرانده است. سیری ناخوشایند از اتفاقات توام با خشونت و آزاری که در دوران نوجوانی تجربه کرد، او را به انزوا کشاند و  تماما خود را در جهان مانگا، انیمه و بازی غرق کرد. هنگامی که خانواده‌اش از بی‌عاری او به ستوه آمدند و از خانه بیرون‌اش کردند، در حالی که با وضعیت اسف‌باری در خیابان‌ها سرگردان بود، برای نجات فردی به میان خیابان پرید و جانش را در اثر برخورد با یک کامیون از دست داد. وقتی که چشم باز کرد، خود را در جهانی دیگر پیدا کرد و فهمید که فرصت دیگری برای زندگی به او داده شده است.

انیمه از مخاطب تمنای همدلی با کاراکتر را نمی‌کند، به جای آن با منطق جلو می‌رود و به سادگی تاثیر اتفاقاتی که در زندگی قبلی برای پروتاگونیست داستان رخ داده بود را در این زندگی جدید نیز به تصویر می‌کشد. اینکه چگونه و چرا با آن‌ها روبه‌رو می‌شود و چگونه از سد آنها می‌گذرد.  اینگونه هم پس‌زمینه داستانی کاراکتر را تکمیل می‌کند و  هم  آن را به سیر اصلی داستان پیوند می‌زند.
سیر همه‌ی برخوردهایی که کاراکتر اصلی با بقیه در طول داستان پیدا می‌کند، اینکه چگونه با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند و یک رابطه دوستانه می‌سازد، اینکه چگونه از دیگران یاد می‌گیرد و حتی برای دیگران تلاش می‌کند، و اینکه چگونه با چالش‌های ارتباط با دیگران کنار می‌آید، همه این‌ها به‌صورتی کم‌نقص و عالی نشان داده می‌شوند؛ اما نکته ای که در اینجا باید کمی تامل کرد، ضعف شخصیت پردازی کاراکتر های فرعی است. اکثر کاراکتر های فرعی هیچ پردازش شخصیتی خاصی ندارند و نویسنده موجودیت و شخصیت آنها را فقط با روابطی که بین آنها و کاراکتر اصلی داستان وجود دارد نشان می دهد؛ کاراکتر اصلی انیمه به اصطلاح (بیش از حد قدرتمند/Overpower) نیست، چون نویسنده میخواهد استعداد و توانایی های او را در طول داستان و پی رنگ سفر  رشد و بلوغ پیدا کنند. پس بخش قابل توجهی از داستان با حضور موثر کاراکتر های فرعی تکمیل می شود. اما اگر  ویژگی ها و خصوصیات این کاراکتر های موثر جانبی به اندازه کافی خوب و واضح شرح داده نشود، مخاطب متعاقبا ارتباطی با آنها برقرار نخواهد کرد و حتی شاید نقشی که در داستان دارند را کم رنگ و بی تاثیر ببیند. 

مجموعه‌ای از تفاوت‌های ظریف


داستان موشوکو تنسی یک داستان منحصربه‌فرد و شگفت‌انگیز نیست. المان‌های فانتزی ، نوع و طبع کاراکترهای فرعی و حتی نحوه‌ی تناسخ قهرمان داستان همه پیش از این در صدها مانگا و انیمه‌ی دیگر تکرار و به مرور تبدیل به جزوی از هویت ژانر ایسکای شده است. پس چه چیزی درباره‌ی موشوکو تنسی وجود دارد که این اثر را تا به این اندازه محبوب و موفق ساخته است؟ 
هنگامی که از من می‌پرسند دلیل اینکه موشوکو تنسی یکی از برترین آثار ایسکای است چیست، بهترین جمله‌ای که به ذهنم خطور می‌کند این است: «موشوکو تنسی، کلاژی است هنرمندانه از تمام المان‌های ژانر». گمان نمی‌کنم موشکو تنسی چیزی را از قلم انداخته باشد؛ یک جهان فئودال، سحر و جادو، قدرت‌های استثنایی، نژادهای مختلف، ماجراجویان و جایزه بگیرها، و حتی حرمسرا! همه‌ی این مولفه‌های تقریبا بنیادین ژانر ایسکای، با مهارت و ظرافت در کنار یک دیگر چیده شده‌اند و نتیجه کار اثری‌ست کامل که بعید نیست در آینده از آن به عنوان یکی از نمادهای سبک ایسکای یاد شود.

تصور می‌کنید اطلاعاتی که انیمه از این دنیا در اختیار شما می‌گذارد بسیار محدود است؟ بله حق با شماست! اما صبر داشته باشید. موشوکو تنسی قرار نیست هیچ اطلاعاتی را از ما دریغ کند، همه‌ی این‌ها تنها نویدی برای رویدادهایی جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر در آینده است. هر نکته‌ی ریز و جزئی در آینده به بخش مهمی از داستان گره خواهد خورد. پس فقط باید منتظر ماند و دید فصل‌های بعدی قرار است چه چیزهای جدید و هیجان‌انگیزی را رو کند.
موشوکو تنسی به موقع غافلگیر می‌کند، به موقع می‌خنداند و به موقع به خط داستانی پیچ و تاب می‌دهد. تمامی المان‌های ژانر ایسکای در موشوکو تنسی به بهترین شکل ممکن تصویر شده است. قدرت‌های جادویی، سرزمین‌های فانتزی، نژادهای مختلف و بعضی مسائل دیگر. حتی اگر با حداکثر انتظارات ممکن شروع به تماشای انیمه بکنید، با رضایت بالا این انیمه را به پایان خواهید رساند.