در سال‌های اخیر شاهد موج تازه‌ای از عناوین PvE چند نفره مشابه سری محبوب Left 4 Dead و بازی‌های شوتر قهرمانی مانند Overwatch بوده‌ایم. کپ‌کام نیز نخواسته از رقبا جا بماند و تصمیم گرفته برداشت خود را از این سبک داشته باشد. به این ترتیب، Exoprimal تنها یک کلن L4D نیست، بلکه آثاری از عناوین محبوب دیگر مثل Overwatch نیز در آن یافت می‌شود و انتخاب دایناسورها به عنوان دشمنان اصلی گزینه‌ی جالب و تازه‌ای برای جایگزین کردن زامبی‌های همیشگی است. برای آشنایی بیشتر از این بازی با پیش‌نمایش گیمین‌گرویتی بر اساس بتای بسته‌ی این بازی همراه باشید.

به گفته‌ی کپ‌کام، اگزوپرایمال در دنیایی واقع است که قربانی حملات ناگهانی دایناسورها از پورتال‌هایی است که بنظر می‌رسد متعلق به دیگر ابعاد باشند. طولی نمی‌کشد که انسانیت در معرض انقراض قرار می‌گیرد ولی به لطف یافته‌های شرکتی بنام Aibius، راهی برای بقا یافته می‌شود. این شرکت نه تنها راهی برای تشخیص مکان باز شدن این پورتال‌ها دارد، بلکه مخترع Exosuiteهای قدرمتندی نیز هست که برای مقابله با یورش دایناسورها بسیار کارامد هستند. همچنین یک هوش مصنوعی پیشرفته بنام Leviathan توسط «آیبیوس» اختراع شده که Exofighterها، مبارزان انسانیت، را هدایت می‌کند. طبیعی است که در چنین شرایطی آیبیوس از قدرت و نفوذ بسیاری برخوردار است.

حقیقت این است که بخش‌های کوچکی از داستان بازی که بتای آن در اختیارمان گذاشت آیبیوس را به عنوان ناجی بشر به تصویر نمی‌کشند. «لوایاتان» به وضوح شما و دیگر بازیکنان را قابل جایگزین حساب می‌کند و بی‌رحمانه با واگذاری بازنده‌ها به دایناسورهای گرسنه آن‌ها را اخراج می‌کند. بازی در این باره لحن طنزگونه‌ای دارد و اصلاً خودش را جدی نمی‌گیرد؛ مسئله‌ای که نوید این را می‌دهد که روایت پر از اغراق و نسبتاً تکراری بازی هر از گاهی لبخند به لبان‌تان بیاورد. در کل ستینگ و داستان بازی این پتانسیل را دارد که یک چارچوب سرگرم کننده را برای معرفی کلاس‌ها و حالت‌های بیشتر فراهم کند. باید منتظر انتشار بازی و استقبال از آن بود تا ببینیم که کپ‌کام تا چه اندازه حاضر است این داستان را گسترش دهد.

بازی با استخدام شما به عنوان یک «اگزوفایتر» و تعیین هویت‌تان طی بخش کاراکترسازی شروع می‌شود. کاراکترسازی این بازی چیزی مشابه عناوین آنلاین دیگر مثل محصولات یوبیسافت بود؛ یعنی تنوع و توان راضی کننده‌ای داشت ولی امکان شخصی‌سازی عمیق را فراهم نمی‌کرد. بعد از تکمیل کاراکتر و پروسه استخدام، امکان شرکت در بخش آموزشی بازی در قالب جلسه معارفه با لوایاتان امکان‌پذیر است. این بخش آموزشی برای شناخت کلیات بازی مفید و مختصر بود ولی فراگیری مکانیک‌های عمیق‌تر و اگزوسویت‌های دیگر را به تجربه‌ی خود بازی واگذار می‌کرد که البته برای چنین عنوانی مناسب‌تر است.

طبق کات‌سین ابتدایی این بازی، 10 نوع اگزوسویت در بازی وجود خواهد داشت که نقش کلاس‌های مختلف در برخی عناوین و قهرمان‌های گوناگون در برخی دیگر دارند. در بتا در ابتدا به 3 اگزوسویت دسترسی داشتیم که بعداً به 5 نوع افزایش پیدا کرد. هرکدام از این اگزوسویت‌ها یا در نقش‌های استانداردی مثل تانک و درمانگر قرار می‌گیرند و یا بر اساس سلاح‌های موجودشان استفاده بخصوصی دارند. برای مثال کلاس Witch Doctor با درمان دیگر بازیکنان و شوک کردن دایناسورها نقشی تماماً نقش پشتیبانی دارد. در عین حال Barrage به انواع مواد منفجره مجهز است و در حملات AoE تبحر دارد. بنظر می‌رسد طراحی این بخش بیش از هر چیز از عناوین سبک Overwatch الهام گرفته است، بطوری که ترکیب تیمی مهم است، هر اگزوسویت اولتیمت دارد و امکان تعویض نقش در میان بازی وجود دارد. در نهایت لازم بذکر است که این بازی امکان شخصی‌سازی بیشتر اگزوسویت‌ها را در قالب انتخاب سلاح ثانوی فراهم می‌کند. در این دمو قادر بودیم از میان یک لیزر قدرتمند، نارنجک درمان کننده و تقویت کننده‌ی پرش جاخالی یکی را انتخاب کنیم.

تنها حالتی که در این بتا در دسترس بود نیز طراحی مرکبی داشت. بازی 2 تیم 5 نفره را در مقابل هم قرار می‌داد تا ابتدا برای سریع‌تر انجام دادن یک سری اهداف PvE باهم رقابت کنند و در نهایت تیم پیروز را از طریق رقابت‌های سنتی PvP مثل Payload و Deathmatch مشخص کنند. با وجود اینکه تجربه‌ی این بخش از بازی لذت‌بخش بود اما بنظر نمی‌رسید سبک‌های متفاوتی که در یک حالت گنجانده شده‌اند به خوبی مکمل هم باشند. تغییر تمرکز بازی از کشتن دایناسورها به تیراندازی به دیگر اگزوفایترها اغلب قافل‌گیر کننده بود و بنظر می‌رسید عملکرد تیم در بخش PvE چندان مؤثر نباشد؛ خصوصاً که راهنمای شما، لوایاتان، تا حد آزار دهنده‌ای مرتباً عملکرد شما را در مقایسه با تیم حریف یادآوری می‌کند.

در کل تجربه‌ی کوتاه مدت ما با این بازی، نمای یک عنوان استاندارد و با کیفیت قابل قبول می‌داد که بر خلاف تلاش در عمل چندان متمایز نیست. این مسئله خصوصاً در مبارزات بازی نمایان است. اکثر سلاح‌ها تیراندازی کاملاً استاندارد و بعضاً بی‌وزنی داشتند که قبلاً در بسیاری از بازی‌های دیگر تجربه کرده‌ایم. در مورد دشمنان نیز تنها می‌توان گفت که باس‌فایت‌ها تنوع خوبی داشتند و روش مبارزه با هرکدام متفاوت بود. برای مثال تریسراتوپس مانند یک کرگدن به سمت شما حمله‌ور می‌شود و در نتیجه ثابت نگهداشتنش بسیار مؤثر است. در عوض تیرانوسوروس رکس چابک و قدرتمند بوده و حفظ فاصله از او در طول مبارزه حیاتی است. مابقی دایناسورها حکم همان زامبی‌های L4D را دارند و با وجود اینکه گونه‌های فرعی مثل دایناسور‌های منفجره و تیرانداز میان آن‌ها یافت می‌شود، اغلب دشمنان پیش‌پا افتاده‌ای هستند. استثناء این امر یورش اسکریپت شده‌ی دسته‌های بسیار پرجمعیت آن‌هاست که مبارزاتی بسیار نفسگیر ایجاد می‌کند.

حتی در این برش کوچکی که از اگزوپرایمال تجربه کردیم نیز واضح بود که این بازی پتانسیل موفقیت دارد. ستینگ بازی خاص و جالب است، مکانیک‌ها کیفیتی استاندارد دارند و عملکرد RE Engine مثل همیشه تحسین برانگیز است. مشکل اینجاست که بنظر می‌رسد در حال حاضر بازی دچار یک بهران حویتی جدی باشد؛ گویی سازندگان تمام سبک‌ها و خصوصیات محبوب بازار را در یک دیگ ادغام کرده‌اند تا به معجون موفقیت تجاری دست یابند. طبیعتاً نتیجه‌ی نهایی سبک‌ها و مکانیک‌هایی است که به خودی خود کارامد و با کیفیت‌اند ولی در تعامل با یکدیگر نامتعادل و حتی مشکل‌ساز هستند. مشکل بعدی که برای ما ایرانی‌ها وجود دارد این است که سرورهای بازی برای آی‌پی کشورمان بسته هستند و حتی تغییر DNS نیز چاره‌ی کار نیست؛ در نتیجه باید آی‌پی خود را تغییر بدهید که کیفیت این تجربه‌ی آنلاین را به میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد. امیدواریم در نسخه‌ی نهایی این محدودیت‌ها برطرف بشوند و سازندگان بتوانند محصول نهایی منسجم‌تری عرضه کنند. این بازی قرار است در سال 2023 برای تمامی کنسول‌های نسل 8 و 9 و رایانه‌های شخصی منتشر شود.